X
تبلیغات
خیره گی ها و سکوت




قـ ــلبـ بزرگـ کـ بـ ـود،
کـ دران ظلـ ـماتـ دور!
شکستـ و شکستهـ زنده مـ ـاند
گوشـ کنیـ ـــــــــــــد
اینکـ هـ ـزاران خورشـ ــید کوچکـ
در انتظار ترکیدننـ ـد
این انفجــار روشـ ـن بی پایان را
کـ ـــدام چـ ـــــــشمـ بـ انتهــ ــا
خواهـ ـد رسانـ ـد؟

صفحه ی نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو ماهانه
عناوین مطالب وبلاگ
امکانات جانبی
theme-designer.com
خیره گی ها و سکوت
مــ ـــن همــ ـــانـــ ـــم کـ بــ ـــاید باشــ ـــد
.در رفت و امدیم
نویسنده : باجــ ـــه در تاریخ : یکشنبه 5 خرداد1392 و 21:23 | +
عشقمو بهتون معرفی میکنم

این شما و اینم خانم بیتل


.:: ::.



.بي تو...
نویسنده : باجــ ـــه در تاریخ : یکشنبه 23 مهر1391 و 19:52 | +
مسيـــ‌ ــر يعنيـ بي تــ ـو هيچـ

جــ ــاده باتو انتهــ ـايي ندارد

زندگـ ـي يعنيـ بي تو مـــ‌ ــرگـ

روزهـ ــا بيتو معنــ ـايي ندارد



:: موضوعات مرتبط: شــ ــــعر
:: برچسب‌ها: مسيـــ‌ ــر, جــ ــاده
.:: ::.



.آرامــ ـــشـ دوبــ ـــاره...(برای اونی ک هست و نیست)
نویسنده : باجــ ـــه در تاریخ : چهارشنبه 8 شهریور1391 و 20:30 | +

دوست دارم که.....

یه اتاقی باشه گرمه گرم ...

روشنه روشن ...

تو باشی، منم باشم ...

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید...

تو منو بغلم کنی که نترسم ...

که سردم نشه ...که نلرزم ...

اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار ... پاهاتم دراز کردی ...

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم ...

با پاهات محکم منو گرفتی ... دو تا دستتم دورم حلقه کردی ...

بهت میگم چشماتو میبندی؟ میگی آره!

بعد چشماتو میبندی ...

بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟ میگی آره!

بعد شروع میکنی آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ...

یه عالمه قصة طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمیشن ...

میدونی؟

میخوام رگ بزنم ...

رگ خودمو ... مچ دست چپمو ...

یه حرکت سریع ... یه ضربه عمیق ...

بلدی که؟

ولی تو که نمیدونی میخوام رگمو بزنم ...

تو چشماتو بستی ...

نمیدونی من تیغ رو از جیبم در میارم ...

نمیبینی که سریع می برم ...

نمیبینی خون فواره میزنه ...

رو سنگای سفید ...

نمیبینی که دستم میسوزه و لبم رو گاز میگیرم ...

که نگم آااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی ...

تو داری قصه میگی..

من شلوارک پامه ...

دستمو میذارم رو زانوم ...

خون میاد از دستم میریزه رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا ...

قشنگه مسیر حرکتش!

قشنگه رنگ قرمزش ...

حیف که چشمات بسته است و نمیتونی ببینی ...

تو بغلم کردی ...

حس میکنی که سرد شدم ...

محکمتر بغلم میکنی که گرم بشم ...

حس میکنی نامنظم نفس میکشم ...

تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت!

حس میکنی هر چی محکمتر بغلم میکنی سردتر میشم ...

حس میکنی دیگه نفس نمیکشم ...

چشماتو باز میکنی میبینی من مردم ...

میدونی؟

من میترسیدم خودمو بکشم!

از سرد شدن ... از تنهایی مردن ... از خون دیدن ...

وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم ...

مردن خوب بود، آرومِ آروم ...

گریه نکن دیگه! ...

من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم دلم میگیره ها !

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی ...  


.:: ::.



ابر برچسب‌ها
آرشیو کامل تک ها
کنکور , مسيـــ‌ ــر , جــ ــاده ,




.

شارژ ایرانسل

فال حافظ